سوره الفرقان
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
1بنام خدايى كه هم رحمتى عام دارد و هم رحمتى خاص به نيكان.
وَ تَوَكَّلْ عَلَي الْحَيِّ الَّذِي لا يَمُوتُ وَ سَبِّحْ بِحَمْدِهِ وَ كَفيٰ بِهِ بِذُنُوبِ عِبادِهِ خَبِيراً
58توكل به آن زندهاى كن كه مرگ ندارد و بستايش او تسبيح گوى، و آگاه بودن او از گناهان بندگان كافى است.
الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوي عَلَي الْعَرْشِ الرَّحْمٰنُ فَسْئَلْ بِهِ خَبِيراً
59آنكه آسمانها و زمين را با هر چه ميان آنها است در شش روز بيافريد و سپس به عرش پرداخت، خداى رحمان است درباره او از شخصى رازدان بپرس.
وَ إِذا قِيلَ لَهُمُ اسْجُدُوا لِلرَّحْمنِ قالُوا وَ مَا الرَّحْمٰنُ أَ نَسْجُدُ لِما تَأْمُرُنا وَ زادَهُمْ نُفُوراً
60و چون به آنها گويند خداى رحمان را سجده كنيد گويند خداى رحمان چيست؟ چگونه به چيزى كه دستورمان مىدهى سجده كنيم؟ (اين سخن را مىگويند) در نتيجه دوريشان بيشتر مىشود.
تَبارَكَ الَّذِي جَعَلَ فِي السَّماءِ بُرُوجاً وَ جَعَلَ فِيها سِراجاً وَ قَمَراً مُنِيراً
61بزرگ است آنكه در آسمانها برجهايى نهاد و در آن چراغ و ماهى روشن پديد آورد.
وَ هُوَ الَّذِي جَعَلَ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ خِلْفَةً لِمَنْ أَرادَ أَنْ يَذَّكَّرَ أَوْ أَرادَ شُكُوراً
62او است كه شب و روز را جانشين يكديگر قرار داد، براى آن كس كه بخواهد اندرز گيرد و بخواهد سپاسگزارى كند.
وَ عِبادُ الرَّحْمٰنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَي الْأَرْضِ هَوْناً وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً
63بندگان خاص خداى رحمان آن كسانند كه سنگين و با تواضع بر زمين راه مىروند و چون جهالت پيشگان، خطابشان كنند سخن ملايم گويند.
وَ الَّذِينَ يَبِيتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّداً وَ قِياماً
64و كسانى كه شب را با سجده و نماز براى پروردگارشان به روز آرند.
وَ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا اصْرِفْ عَنَّا عَذابَ جَهَنَّمَ إِنَّ عَذابَها كانَ غَراماً
65و كسانى كه گويند: پروردگارا عذاب جهنم را از ما بگردان كه عذاب آن دائم است.
إِنَّها ساءَتْ مُسْتَقَرًّا وَ مُقاماً
66كه جهنم قرارگاه و جاى بدى است.
وَ الَّذِينَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَ لَمْ يَقْتُرُوا وَ كانَ بَيْنَ ذٰلِكَ قَواماً
67و كسانى كه چون خرج مىكنند اسراف نكنند و بخل نورزند و ميان اين دو معتدل باشند.
وَ الَّذِينَ لا يَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ وَ لا يَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ وَ لا يَزْنُونَ وَ مَنْ يَفْعَلْ ذٰلِكَ يَلْقَ أَثاماً
68و كسانى كه با خداى يكتا خدايى ديگر نخوانند و انسانى را كه خدا محترم داشته جز به حق نكشند و زنا نكنند و هر كه چنين كند به زودى سزا بيند.
يُضاعَفْ لَهُ الْعَذابُ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ يَخْلُدْ فِيهِ مُهاناً
69روز قيامت عذابش دو برابر شود و در آن به خوارى جاويدان به سر برد.
إِلَّا مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلاً صالِحاً فَأُوْلئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيماً
70مگر آنكه توبه كند و مؤمن شود و عمل شايسته كند آن گاه خدا بديهاى اين گروه را به نيكيها مبدل كند كه خدا آمرزگار و رحيم است.
وَ مَنْ تابَ وَ عَمِلَ صالِحاً فَإِنَّهُ يَتُوبُ إِلَي اللَّهِ مَتاباً
71و هر كه توبه كند و عمل شايسته انجام دهد به سوى خدا بازگشتى پسنديده دارد.
وَ الَّذِينَ لا يَشْهَدُونَ الزُّورَ وَ إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِراماً
72و كسانى كه گواهى به ناحق ندهند و چون بر ناپسندى بگذرند با بزرگوارى گذرند.
وَ الَّذِينَ إِذا ذُكِّرُوا بِآياتِ رَبِّهِمْ لَمْ يَخِرُّوا عَلَيْها صُمًّا وَ عُمْياناً
73و كسانى كه چون به آيههاى پروردگارشان اندرزشان دهند كر و كور بر آن ننگرند.
وَ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنا هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجِنا وَ ذُرِّيَّاتِنا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقِينَ إِماماً
74و كسانى كه گويند پروردگارا ما را از همسران و فرزندانمان، مايه روشنى چشم ما قرار ده و ما را پيشواى پرهيزكاران بنما.
أُوْلئِكَ يُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ بِما صَبَرُوا وَ يُلَقَّوْنَ فِيها تَحِيَّةً وَ سَلاماً
75آنها به پاداش اين صبرى كه كردهاند غرفه بهشت پاداش يابند و در آنجا درود و سلامى شنوند.
خالِدِينَ فِيها حَسُنَتْ مُسْتَقَرًّا وَ مُقاماً
76جاودانه در آنند كه نيكو قرارگاه و جايگاهى است.
قُلْ ما يَعْبَؤُا بِكُمْ رَبِّي لَوْلا دُعاؤُكُمْ فَقَدْ كَذَّبْتُمْ فَسَوْفَ يَكُونُ لِزاماً
77بگو اگر عبادتتان نباشد پروردگار من اعتنايى به شما ندارد شما كه تكذيب كردهايد به زودى نتيجهاش را خواهيد ديد.
سوره البلد
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ لا أُقْسِمُ بِهٰذَا الْبَلَدِ
1به نام خداى رحمان و رحيم،؛ گو اينكه حاجت به سوگند نيست ولى به اين شهر (مكه) سوگند مىخورم.
وَ أَنْتَ حِلٌّ بِهٰذَا الْبَلَدِ
2شهرى كه تو در آن ساكن هستى.
وَ والِدٍ وَ ما وَلَدَ
3و سوگند به آن پدرى كه اين شهر را بنا نهاد و فرزندى كه پديد آورد.
لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي كَبَدٍ
4كه ما انسان را در رنج آفريدهايم.
أَ يَحْسَبُ أَنْ لَنْ يَقْدِرَ عَلَيْهِ أَحَدٌ
5آيا گمان مىكند احدى بر او قدرت ندارد؟.
يَقُولُ أَهْلَكْتُ مالاً لُبَداً
6نتيجه اين انكار معادلش اين شد كه وقتى اندك مالى را انفاق نمود از در منتگذارى گفت مال بسيارى را از دست دادم.
أَ يَحْسَبُ أَنْ لَمْ يَرَهُ أَحَدٌ
7آيا پنداشته كه احدى او (و انفاق او) را نمىبيند.
أَ لَمْ نَجْعَلْ لَهُ عَيْنَيْنِ
8آيا براى او دو چشم قرار نداديم؟.
وَ لِساناً وَ شَفَتَيْنِ
9و يك زبان و دو لب؟.
وَ هَدَيْناهُ النَّجْدَيْنِ
10و او را به خير و شرش هدايت نموديم.
فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ
11پس چرا به مجاهده و كارهاى دشوار اقدام نكرد؟.
وَ ما أَدْراكَ مَا الْعَقَبَةُ
12و تو چه مىدانى كه منظور از كار دشوار چيست؟.
فَكُّ رَقَبَةٍ
13آزاد كردن برده.
أَوْ إِطْعامٌ فِي يَوْمٍ ذِي مَسْغَبَةٍ
14و يا در روز قحطى سير كردن گرسنگان.
يَتِيماً ذا مَقْرَبَةٍ
15يتيمى از خويشاوندان را.
أَوْ مِسْكِيناً ذا مَتْرَبَةٍ
16يا مسكينى خاكنشين را غذا دادن.
ثُمَّ كانَ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ وَ تَواصَوْا بِالْمَرْحَمَةِ
17تا از آن كسانى شود كه ايمان آوردند و يكديگر را به صبر و ترحم سفارش كردند.
أُولئِكَ أَصْحابُ الْمَيْمَنَةِ
18آنها اصحاب يمين هستند.
وَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآياتِنا هُمْ أَصْحابُ الْمَشْأَمَةِ
19و كسانى كه آيههاى ما را منكر شدهاند اهل شئامت و نحوستند.
عَلَيْهِمْ نارٌ مُؤْصَدَةٌ
20كه آتشى سرپوشيده بر آنان احاطه دارد.
سوره الضحی
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ وَ الضُّحيٰ
1به نام خداوند بخشنده بخشايشگر.؛ سوگند به روز در آن هنگام كه نور خورشيد گسترده مىشود.
وَ اللَّيْلِ إِذا سَجيٰ
2و سوگند به شب هنگام كه سكونت و آرامش مىبخشد.
ما وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَ ما قَليٰ
3كه پروردگارت نور وحى را از تو قطع نكرده و تو را مورد خشم قرار نداده است.
وَ لَلْآخِرَةُ خَيْرٌ لَكَ مِنَ الْأُوليٰ
4و مسلما آخرت براى تو از دنيا بهتر است.
وَ لَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضيٰ
5و پروردگارت به زودى عطايى مىكند كه راضى شوى.
أَ لَمْ يَجِدْكَ يَتِيماً فَآويٰ
6آيا نبود كه تو را يتيم يافت و سپس پنا داده؟.
وَ وَجَدَكَ ضَالاًّ فَهَديٰ
7و آيا نبود كه راه به جايى نمىبردى قدم به قدم هدايتت كرد؟.
وَ وَجَدَكَ عائِلاً فَأَغْنيٰ
8و تهى دستت يافت پس بىنيازت نمود.
فَأَمَّا الْيَتِيمَ فَلا تَقْهَرْ
9حال كه چنين است پس هيچ يتيمى را از روى قهر خوار مشمار.
وَ أَمَّا السَّائِلَ فَلا تَنْهَرْ
10و هيچ سائلى را مرنجان.
وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ
11و نعمت پروردگارت را با رفتار و گفتارت بازگو كن.
